برای رهبری، یک صدا کافی نیست؛ به صداهای متنوع نیاز دارید (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسنده: ایمی جن سو
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
ایده اصلی در یک نگاه
- چالش
موقعیتهای مختلف به سبکهای متفاوتی از رهبری نیاز دارند، بنابراین تکیه بر یک سبک واحد میتواند اثربخشی شما را محدود کند.
- راهحل
رهبران باید مجموعهای از سبکها را در خود پرورش دهند، از رهبری قاطعانه گرفته تا همدلانه، و یاد بگیرند در هر موقعیت کدامیک را بهکار ببرند. این کار به خودآگاهی، هوش هیجانی و تمایل به یادگیری و رشد مستمر نیاز دارد. همچنین مستلزم دریافت بازخورد و آمادگی برای تغییر است.
- دستاورد
رهبرانی که به تسلط بر چندین «صدای رهبری» میرسند، میتوانند موقعیتهای پیچیده را مؤثرتر مدیریت کنند، به نتایج بهتری دست یابند و تیمهایی قویتر و تابآورتر بسازند.
ما اغلب توسعه «صدای رهبری» را با پیدا کردن راههایی برای اعتمادبهنفس بیشتر نشان دادن یکی میدانیم. تصور میکنیم موفقیت ما به تقلید از دیگران، بیشتر مطرح کردن خودمان یا بلندتر حرف زدن از دیگران وابسته است. اما بهجای اینکه با احساس سندروم ایمپاستر زندگی کنید یا از اینکه تمام روز در حال نقش بازی کردن باشید خسته شوید، میتوانید با تمرکز آگاهانه بر پرورش بخشهای مختلف صدای رهبری خود در هر روز، به اعتمادبهنفسی واقعیتر دست پیدا کنید. در نهایت، هدف این است که آنقدر جنبههای مختلف صدای خود را تقویت کنید که در هر موقعیت رهبری و در برابر هر مخاطبی بتوانید به شکلی اصیل، سازنده و مؤثر واکنش نشان دهید. پس این صداهای مختلف در درون شما کداماند و در چه موقعیتهایی باید از هرکدام استفاده کرد؟
صدای شخصیت شما
پیش از هر چیز، به «صدای شخصیت» خود توجه کنید. این همان بخشی از شماست که ثابت و پایدار است. این صدا بر اصول بنیادینی استوار است که تعیین میکند چه کسی هستید و چه چیزهایی تعاملات شما با دیگران را هدایت و انگیزهبخشی میکند. بسیاری از رهبران گفتهاند که هنگام ورود به یک گفتوگوی دشوار، جلسه مهم یا موقعیت تعارض، اصولی را در ذهن دارند، مثل «به دیگران حسن نیت بده»، «مسائل را شخصی نکن»، «روی منافع کسبوکار تمرکز کن» یا «با احترام، صریح باش». تکیه بر این اصول باعث میشود دچار رفتارهای متغیر و موقعیتی نشویم، از واکنشهای هیجانی و ناگهانی پرهیز کنیم و فقط زمانی احترام نشان ندهیم که برایمان منفعتی دارد. صدای شخصیت در نهایت به این برمیگردد که شما چه کسی هستید و چه نیتها و انگیزههایی گفتار و رفتار شما را شکل میدهند.
صدای درک موقعیت
هرچه در مسیر حرفهای خود به نقشهای ارشدتری میرسید، نگاه شما به کسبوکار گستردهتر میشود و تصویر بزرگتری را در اختیار دارید. بخشی از مسئولیت شما این است که بتوانید این تصویر کلان را برای دیگران بهدرستی منتقل کنید. اما اغلب، در فشار زمان، مستقیم وارد جزئیات یک ارائه، جلسه یا گفتوگو میشویم، بدون اینکه چند دقیقه زمان بگذاریم تا زمینه لازم را فراهم کنیم و اطلاعات مهم را در اختیار دیگران قرار دهیم. موقعیتهایی که میتوانید از «صدای درک موقعیت» بیشتر استفاده کنید عبارتاند از:
وقتی در حال توضیح چشمانداز، استراتژی یا تغییرات پیشروی سازمان برای دیگران هستید
زمان ارائه به مدیران ارشد، و شفافسازی درباره هدف حضور خود و آنچه نیاز دارید
شروع یک جلسه با تیم و ارائه تصویر کلی از موضوع مورد بحث
شفاف کردن معیارها یا منطق تصمیمگیری برای دیگران
صدای شفافیت شما
در دنیای پرشتاب و پرفشار امروز، شما این فرصت را دارید که صدای شفافیت باشید و به تیم خود کمک کنید روی مهمترین اولویتها متمرکز بماند. رهبرانی که مدام ایدههای جدید مطرح میکنند، بلندبلند فکر میکنند یا واکنشهای سریع و بدون تأمل نشان میدهند، این ریسک را ایجاد میکنند که تیمها بخواهند به هر خواسته آنها پاسخ دهند. نتیجه این میشود که تیمها پراکنده، بیشازحد درگیر و بدون تمرکز میشوند و در نهایت از دستیابی به مهمترین دستاوردها بازمیمانند. در ادامه چند راه برای ایفای نقش «صدای شفافیت» و هدایت بهتر انرژی دیگران آمده است:
در ابتدای سال، با هر یک از اعضای تیم خود جلسه بگذارید و درباره مهمترین دستاوردهای مورد انتظار در حوزه کاریشان به توافق برسید. یکی از مراجعان من میگفت از اعضای تیمش این سؤال را میپرسد: «اگر قرار باشد در پایان سال درباره شما و تیمتان در یک روزنامه مطلبی منتشر شود، دوست دارید تیتر اصلی آن چه باشد؟»
بهصورت دورهای به اعضای تیم کمک کنید اولویتهایشان را بازتنظیم کنند. این کار را میتوانید در جلسات یکبهیک یا در جمع کل تیم انجام دهید.
به تیم خود اختیار بدهید که در مواقع لازم «نه» بگویند.
صدای کنجکاوی شما
بهعنوان یک رهبر، وظیفه دارید مسیر را مشخص کنید، اطلاعات را به اشتراک بگذارید و تصمیمهای مهم بگیرید. اما باید مراقب باشید که در هر موقعیتی با این فرض وارد نشوید که همه پاسخها را میدانید یا باید برای هر مسئلهای راهحل ارائه دهید. در بسیاری از مواقع، استفاده از «صدای کنجکاوی» انتخاب بهتری است. یکی از مراجعان من درباره مواجهه با مخالفت دیگران اینطور میگفت: «با اینکه به قضاوت حرفهای و شهود خودم اطمینان دارم، میدانم که سازمانم افراد بسیار باهوشی را استخدام کرده است. بنابراین وقتی یکی از همکاران یا اعضای تیمم دیدگاه متفاوتی دارد یا مخالفت میکند، آن را شخصی نمیکنم. در عوض، با کنجکاوی تلاش میکنم اول بفهمم از چه زاویهای به موضوع نگاه میکنند تا بتوانیم به بهترین راهحل برسیم.»
در این موقعیتها استفاده از صدای کنجکاوی میتواند به پیشرفت شما و دیگران کمک کند:
زمانی که در حال انجام کاری هستید که به همکاری متقابل وابسته است و رسیدن به بهترین نتیجه نیازمند شنیدن دیدگاه همه افراد پیش از تصمیمگیری نهایی است.
زمانی که در حال مربیگری یکی از اعضای تیم هستید و با پرسیدن سؤالات مناسب به او کمک میکنید رشد کند، مسائلش را بهتر درک کند یا مسیر حرفهایاش را توسعه دهد.
زمانی که در یک گفتوگوی دشوار قرار دارید و شنیدن دیدگاه طرف مقابل برای کاهش تنش، درک نیازها و رسیدن به مسیر مناسب ضروری است.
صدای ارتباط شما
هرچه دامنه اختیار یا نفوذ شما گستردهتر میشود، ایجاد ارتباط با طیف وسیعتری از همکاران، شبکههای استراتژیک و تیمها دشوارتر میشود. اغلب افرادی در چندین لایه پایینتر از ما در سازمان کار میکنند، بهطوریکه دیگر همه افراد حوزه خود را نمیشناسیم، اما همچنان باید راههایی برای حفظ ارتباط و دیدهشدن پیدا کنیم. ایفای نقش «صدای ارتباط» میتواند به شکلهای مختلفی انجام شود. برخی از روشهایی که دیدهام افراد بهخوبی از آنها استفاده میکنند عبارتاند از:
مهارت داستانگویی خود را تقویت کنید. داستانها باعث میشوند پیام ما ماندگارتر و اثرگذارتر شود. میتوانند به یک سخنرانی یا جلسه عمومی جان بدهند، نکات کلیدی یک ارائه را برجسته کنند یا حتی به نهایی شدن یک قرارداد مهم کمک کنند.
قدردانی و دیدهشدن را جدی بگیرید. تیمها و همکاران ما اغلب تلاش زیادی میکنند تا کارها به نتیجه برسد، درآمدها حفظ شود و مشتریان راضی بمانند. وقتی از صدای ارتباط استفاده میکنیم، از تیمی که در ایام تعطیلات برای بستن گزارشهای مالی پایان فصل تلاش کرده قدردانی میکنیم یا به همکاری که معرفی ارزشمندی برای ما انجام داده بازخورد مثبت میدهیم.
در ابتدای گفتوگوها یا جلسات، چند دقیقه برای ایجاد ارتباط اختصاص دهید. خیلی وقتها آنقدر عجله داریم که مستقیم سر اصل مطلب میرویم و از همان تعاملات سادهای که به شکلگیری رابطه کمک میکنند صرفنظر میکنیم. در صورت امکان، بهویژه با افرادی که برای این نوع ارتباط ارزش قائلاند، چند دقیقه برای ایجاد ارتباط اولیه وقت بگذارید. اگر هم زمان کمی دارید، این موضوع را شفاف مطرح کنید تا سوءتفاهمی ایجاد نشود. مثلاً بگویید: «امروز کمی محدودیت زمانی دارم، اگر موافق باشید مستقیم وارد بحث شویم.»
کشف و توسعه صدای رهبری، مسیری مادامالعمر است. نکته کلیدی این است که نسبت به موقعیتها و افراد جدید، ذهنی باز داشته باشید. هر موقعیت را فرصتی ببینید برای استفاده از جنبههای مختلف صدای خود، نه اینکه یک رویکرد ثابت و یکسان را در همه شرایط به کار ببرید. بسته به شرایط، از صدای شخصیت، درک موقعیت، شفافیت، کنجکاوی و ارتباط خود استفاده کنید. با این رویکرد یادگیری و رشد، نهتنها اعتمادبهنفس و تابآوری درونی شما افزایش پیدا میکند، بلکه میتوانید به شکلی اصیلتر و اثرگذارتر، اعتماد دیگران را نیز جلب کنید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.